تبليغاتX
ای برادر تو همه اندیشه ای

برداشتی آزاد از بخش یکم گفتارهای زرتشت -از کتاب "چنین گفت زرتشت"

ترجمه ی داریوش آشوری

 

                                      سه دگردیسی :

نیچه در" سه دگردیسی " ،مراحل تحول اندیشه ی انسان کمال جو را بر می شمرد .

وی اندیشه ی کمال جویی که در مقام مبارزه با نفس اماره است ؛را " شتر" می نامد ،

 واندیشه ی کمال جویی  که خواهان آزادی از اسارتِ قیودِ بیرونی هستی موهوم اَش می باشد را " شیر" می نامد ،واندیشه ی کمالجویی که به ترکِ هستی موهوم اَش روی می آورد تا به هستی وکمال حقیقی  اتصال یابد ،را " کودک" نام می نهد.

 

ابتدا در موردِ اندیشه ی وابسته به قالب ،ومبارزه ی این اندیشه با نفس وابسته ، که باری گران وتکلیفی شاق برای اندیشه محسوب می شود ؛سخن می گوید وگونه هایی از مبارزه   با نفس را بر می شمرد :

خرد کردن غرور نفسانی ، وبه سخره گرفتن عقل سودا گر ومصلحت اندیش .

ترجیح دادن باخت  در قمار زندگی بیرونی ، وثباتِ عقیده ی خود را در معرض امتحان قرار دادن در مقابل وسوسه های شیطانی .

فدا نمودن حق خویش در قبال بارز نمودن حقیقت  ویا آگاهی از آن .

دیگران را بر خود مرجح داشتن ؛حتی در ضرورت ها ، وحوصله بر نا اَهلا نی  که گوشی برای شنیدن حرف حق ندارند.

واقعیاتِ زندگی را براحتی پذیرفتن، حتی هنگامی که پستی ورذالت را ناچاراً در خود نهفته دارند ومورد انزجار هستند ؛ تنها به جهت حقیقت جویی .

دوست داشتن همه ؛از جمله بدخواهان وخوار کنندگان خویش را .  

 

  وسپس در اوج مبارزه با نفس که به نوعی خلأ ونیستی حا صل از نفی هستی موهوم نفس می انجامد ، خصوصیاتِ اندیشه در مرحله ی دوم کمال جویی را شرح می دهد .

اندیشه در این مرحله ، طالبِ آزادی از قیود است لذا آخرین قید از قیود هستی بیرونی اَش   را که از پیوستن وی به یگانگی درونی ووحدتِ شخصیتی انسانی اَش ممانعت به عمل می آورد ،را نفی می کند ؛ وآن نفی یکباره ی همه ی ارزش های این هستی است .

این مرحله نشانه ی تخصص یافتگی اندیشه ی مبارز می باشد .

 

البته ناگفته نماند که نیچه در اینجا موضعی بدیع را ابراز نموده است وآن نفی باید ها و   نباید های دنیای دوگانگی ، وتثبیتِ " خواسته ی فطری انسان" می باشد که به  صورتِ    " من می خواهم " عنوان کرده است .

 

مسلما ً در مرحله ی اول ، نفی همه ی هستی بیرونی به یکباره ،ناممکن به نظر می رسد ودر توان اندیشه ی کمال جو نمی باشد چرا که از منظر یک جهاد گر با نفس ؛ ارزش های جهان هستی ، درونمایه وهدف محسوب می شوند ونفی آنها بی مورد بلکه ضدِ ارزش خواهد بود .به علاوه پذیرش نیستی وخلأ ناشی از سیر به سوی فنا ، بایستی تدریجاً صورت گیرد وگرنه فشار حاصل از آن ، انسان را به ورطه ی انکار می کشاند .

پس به عصیان وشهامتِ شیر گونه ای نیازاست تا علیهِ اسارتِ پیشین اندیشه ازقید ِخواهش های نفسانی قیام کرده وبا اتکا واعتماد به خویشتن خویش ، از این مرحله عبور نماید .

وسپس در طلبِ شکوفایی وکمال خویش ؛ نیاز به آفرینش وایمانی تازه می یابد که مستلزم ترکِ ترک وفراموشی اندیشه از غیر معشوق جدیدش می باشد .

باید توجه داشت که آدمی در سیر بلوغ فکری اَش از توجهات ِ مرکبّ ِ تن به سوی توجهاتِ مجردِ اندیشه گام بر می دارد لذا در مرحله ی اول ؛ شتر بودن با وظایف نفس مناسبت می یابد ، ودر مرحله ی دوم ؛ شیر گشتن با عصیان عقل ، متناسب می باشد ، ودر مرحله ی سوم ؛ کودکی با آفرینندگی عشق وتجرد اندیشه هماهنگ خواهد بود (که در مرتبه ی قلبی بارز می شود).

{البته از کودکی تا پیری  نیز مراحلی دیگر را شامل می شود تا "آری مقدس" به کمال خویش رسیده و"ترکِ ترک" کامل شود و سرانجام به نفی کل هستی موهوم بینجامد.}

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386
نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386  توسط توحید  |