تبليغاتX
ای برادر تو همه اندیشه ای

ازدواج موقعیتی است که دقیقا به خواسته ها وداشته های طرفین ِهنرمند،ارتباط دارد واز طرفی توجه به شرایطِ داشته ها(آنچه قابل عرضه است)،وشروطِ خواسته ها( آنچه تقاضا می شود)؛نیز وابسته به مرتبه ی اندیشه ی هنرمند است ،ونسبت ِتفاهم طرفین نیز متناسب با هماهنگی مراتب اندیشه های آنان خودنمایی می کند؛ودر عدم تفاهم (حتی در یک مورد)،معمولا همان خواسته ،به صورتِ بارزی ،توجه وتمرکز ِفردِ خواهان را مشغول می نماید.

طبق تحقیقات روانکاوی:اندیشه ی مردانه به صورت یک جانبه ی پلکانی ،واندیشه ی زنانه به صورتِ همه جانبه ی مقطعی، پیشرفت می نماید والبته از آنجا که خصوصیات مردانگی وزنانگی ،در هر فرد انسانی وجود دارد ،پس این تحقیق جنبه ی نسبی دارد(جستجو را بر عهده ی خودتان میگذارم).

سن نیز می تواند در شناخت ِمرتبه ی اندیشه مورد استفاده قرار گیرد،چراکه هر سنی نسبتا مقتضی حالی ومرتبه ای است(البته خود این پارامتر نسبی نیز به موقعیتهای کثیر نسبی دیگری وابسته است) ،بدین صورت که در زمان بلوغ جسم ،نفسانیات اولیه(هم درداشته ها وهم درخواسته ها) ابراز وجود می نمایند  ،وبا افزایش سن ،توجه به این نفسانیات از طبع ، فاصله گرفته وبه عقل نزدیک میشوند(بسته به طبیعت فرد ،وموقعیت های زمانی ومکانی وروانی فرد ،وروش های عبور از مرحله)

ودر صورت بلوغ ورشد فکری (که زمان مشخصی ندارد)احساسات عاطفی وارتباط جمعی نیز کمال می یابند(عقاید فردی را در این بحث بررسی نمیکنیم اگرچه ارتباط ِ درونیات فردی واجتماع بیرونی ،امری واضح است ).

چه بساابتدائاً ، زوجین در یک مرتبه قرار دارند ومشکلاتشان صرفاً سلیقه ای است ولی با تغییر سطح مرتبه ی هر کدام وفاصله گرفتن اندیشه های آنها از یکدیگر،مشکلات عمیق تر می گردند؛ چرا که:

شخصی که در مرتبه ی نفسانی می اندیشد مسلما هستی اش را قربانی خواسته های نفسانی خواهد نمود ،ودرمرتبه ی عقل ؛ قربانی خواسته های عقلانی، ودر مرتبه ی قلب؛قربانی باورهای قلبی،و...

پس عدم مطابقتِ مرتبه ی اندیشه ی زوجین هنرمند، باعث عدم ارضای خواسته های آنها از شریکشان می گردد(چون عرضه وتقاضایشان مطابقت ندارد)، مگر،مگر در حالتی که طرفین در نهایت اندیشه شان ،دارای ایده آل انتهایی مشترکی باشند ودر جهت رسیدن به قله ی واحدی تلاش کنند؛ یا به عبارتی فلش اندیشه های آنان در جهتِ هدف واحدی نشانه رفته باشد ،که در این صورت ؛هرچند مرتبه ی واحدی ندارند ولیکن قادرند ادامه ی پیوندشان را در مسیر کمال توجیه نمایند(چرا که انسان موجودی است که ایده آل ها وخواسته هاورویاها یش را در زندگی بیرونی اش دخیل می نماید،بلکه ازآنجا که تن تابع اندیشه است،زندگی اندیشه وبه تبع آن زندگی تن هماهنگ با این خواسته ها وایده آلها می باشد).

اما اگر نقطه ی انتهایی ای که برای کمال خویش در نظر گرفته اند ،همسو نباشد ،همچون دو راس یک زاویه از یکدیگر فاصله می گیرند.  

نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386  توسط توحید  |