هر کس بر اساس جهان بینی خویش ،ایده آلی را مٌّد نظر خویش قرار می دهد وراهی را برای رسیدن به این خواسته بر می گزیند ، از جوانب مختلف می توان این انتخاب " ایده آل" و انتخاب "راه رسیدن به آن" را مورد بررسی قرار داد لذا اصطلاحات مورد استفاده برای بررسی این موضوع ،بسته به جنبه ی انتخابی ،متفاوت خواهد بود .
از جنبه ی مذهبی ؛ایده آل هر کس ، " ربِ انتخابی" ؛ وراه ِرسیدن به این رب ،"دین" وی محسوب میشود.البته از نقطه نظر توحیدی ؛انتخاب ارباب مرکب ومتفرقه ،شرک محسوب گشته ودر همین راستا : دین هایی که به تسلیم در برابر غیر رب العالمین (خدای محیط ومجرد)می انجامند ؛ناخالص ومردود شناخته می شوند .
بدیهی است که زندگی هر شخصی متشکل از همین دو انتخاب اساسی است و"زندگی نیست مگر عقیده وجهاد". وکراهت از خواسته (که امری قلبی است) ، ممتنع است چرا که با نخواستن ونپذیرفتن ِ هر عقیده یا راه ِرسیدن به آن ، مسلما ً از آن پس ،آن عقیده ویا راه ، خواسته ی قلبی محسوب نمی گردد .
آیه ی" لا اکراه فی الدین ..." وعبارت "هل الدین الا الحب" نیز اگرچه دارای بار معنایی وسیع تری در مراتب بالای کمال می باشند ولیکن در اینجا نیز مورد مصداق می یابند (چرا که مرتبه ی بالا بر مراتب پایین محیط می باشند).
از آنجا که آدمیان در سطوح مختلفی می اندیشند لذا برداشت از کلمه ی دین نیز (با هر نوع جهان بینی ای)به سطوح مذکور ارجاع میگردد.
سطوح اندیشه:
1- ظاهر :که اندیشه به امور طبیعی وقالبی می پردازد . برداشت از"دین" نیز در این مرتبه به اعلام شعار ها وحفظ وانجام سمبول ها وقالبهای شریعت ،محدود می گردد.
2- صدر: که کنکاش ِعلوم انسانی در زمینه های احساسی وعقلانی ِوابسته به قالبها در این مرتبه صورت می پذیرد . برداشت از دین نیز در این مرتبه قاعدتا به تفکر (اعم از برهانی ،اخلاقی،تجربی و...)در زمینه ی علوم نفسانی وعقلانی محدود می شود (اضافه بر جنبه ی ظاهر، که زیر مجموعه ی مرتبه ی فوق هست).
3- قلب : که شامل مراتب هفتگانه ی دل ؛ در عرفان اسلامی می گردد ومشهور ترین آنها هفت وادی عشق عطار است.در این مرتبه ایمان به باور ها مطرح میشود . برداشت از دین نیز ،به باور های دینی ومذهبی (باضافه ی مراتب فروتر منتها از منظر باورمندانه) بر می گردد.
4- جان (روح): که اندیشه ای مجردانه است ۵- سر 6 - خفی 7- اخفی .
این مراتب ِ انتهایی مخصوص اولیاء الله ؛ وسیر در مراتب و مدارج تفریدوتجرید است که در سفر چهارم سلوک ،بسته به ظرفیت کمالیه ی اولیا وانبیا ظهور مییابد .
دین در این مراتب عشقی روحانی و مجرد است که در بر دارنده ی همه ی مرکبات پیشین میباشد. تفقه در مراتب مختلف دین نیز به تخصص در مراتب مذکور بر گشت می یابد . باتوجه به مطالب ذکر شده ،مواخذه ی رب العالمین نیز ،نقداً در "یوم دین" ، در محدوده ی خواسته ی انتخابی ، وراه وروش انتخابی صورت میگیرد چرا که محدوده ی اختیار انسانی ؛ در حدود عقیده وجهاد ،یا همان خواسته وتلاش ،یا همان خدا ودین ،یا همان مکتب وایدئولوژی ،یا همان هدف و روش،یا ... می باشد ؛که بسته به مرتبه ی اندیشه ونیز زاویه ی دید از جوانب مختلف ،این اصطلاحات بروز مینماید . مسلماً کسانی که صرفا در مرتبه ی ظاهر، امور قالبی ومادی را مد نظر دارند؛ تفاوت دیندار بودن یا نبودنشان ،تنها به اِعمال اَعمال ظاهری خواهد بود . ولی در مرتبه ی صدر این تفاوت ،علاوه بر اعمال ظاهری ؛ احساسات قالبمند آدمی وتعقلات و استدلالات وی را نیز شامل میشود .وبه همین ترتیب در مرتبه ی قلب که " نیت" مطرح میشود ،تفاوت ارزش اعمال به نیت برمی گردد لذا برای مومن (در مرتبه ی قلب) ،صرفِ تلاش ظاهری یا مغشوش به احساسات نفسانی یا حتی استدلالات عقلانی بدون نیت خالصانه لله ، گناه بشمارمی رود وبه همین منوال چه بسا حسنات ِ مراتب پایین تر (ذهنی وبالتبع عینی) برای مراتب بالاتر سیئه محسوب میشوند.
ازآنجا که جهان بینی وایده آل ودین و...در مراحل تجرید ،جهت توحیدی می یابند لذا تفاوتی اساسی بین برداشتهای انسانهای روحانی (مرتبه ی روح وبالاتر) وجود ندارد چراکه اندیشه و بالتبع مجاهده های آنان یک جهت است واختلافات غیر اصولی نیز ؛به موقعیت های بیرونی راجع میگردد .
جان گرگان وسگان از هم جداست متحد جانهای شیران خداست
جمع گفتم جانهاشان را به اسم کان یکی صد جان بود نسبت به جسم
واز آنجا که در مرتبه ی روح (وبالاتر) ،همه چیز ِعاشق ، لله است وجنبه ی انانیتی در کار نیست لذا دین نیز در این مرتبه خالصاً لله و للحق است وتبعا استوار وقیم می باشد چرا که برصراط مستقیم (که بندگی دم به دم حضرت رب العالمین است) قرار گرفته ؛"ان اعبدونی هذا صراط مستقیم". واین همان دین حنیف ابراهیم است که با فطرت انسان نیز هم جهت وهماهنگ است.
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386
از جنبه ی مذهبی ؛ایده آل هر کس ، " ربِ انتخابی" ؛ وراه ِرسیدن به این رب ،"دین" وی محسوب میشود.البته از نقطه نظر توحیدی ؛انتخاب ارباب مرکب ومتفرقه ،شرک محسوب گشته ودر همین راستا : دین هایی که به تسلیم در برابر غیر رب العالمین (خدای محیط ومجرد)می انجامند ؛ناخالص ومردود شناخته می شوند .
بدیهی است که زندگی هر شخصی متشکل از همین دو انتخاب اساسی است و"زندگی نیست مگر عقیده وجهاد". وکراهت از خواسته (که امری قلبی است) ، ممتنع است چرا که با نخواستن ونپذیرفتن ِ هر عقیده یا راه ِرسیدن به آن ، مسلما ً از آن پس ،آن عقیده ویا راه ، خواسته ی قلبی محسوب نمی گردد .
آیه ی" لا اکراه فی الدین ..." وعبارت "هل الدین الا الحب" نیز اگرچه دارای بار معنایی وسیع تری در مراتب بالای کمال می باشند ولیکن در اینجا نیز مورد مصداق می یابند (چرا که مرتبه ی بالا بر مراتب پایین محیط می باشند).
از آنجا که آدمیان در سطوح مختلفی می اندیشند لذا برداشت از کلمه ی دین نیز (با هر نوع جهان بینی ای)به سطوح مذکور ارجاع میگردد.
سطوح اندیشه:
1- ظاهر :که اندیشه به امور طبیعی وقالبی می پردازد . برداشت از"دین" نیز در این مرتبه به اعلام شعار ها وحفظ وانجام سمبول ها وقالبهای شریعت ،محدود می گردد.
2- صدر: که کنکاش ِعلوم انسانی در زمینه های احساسی وعقلانی ِوابسته به قالبها در این مرتبه صورت می پذیرد . برداشت از دین نیز در این مرتبه قاعدتا به تفکر (اعم از برهانی ،اخلاقی،تجربی و...)در زمینه ی علوم نفسانی وعقلانی محدود می شود (اضافه بر جنبه ی ظاهر، که زیر مجموعه ی مرتبه ی فوق هست).
3- قلب : که شامل مراتب هفتگانه ی دل ؛ در عرفان اسلامی می گردد ومشهور ترین آنها هفت وادی عشق عطار است.در این مرتبه ایمان به باور ها مطرح میشود . برداشت از دین نیز ،به باور های دینی ومذهبی (باضافه ی مراتب فروتر منتها از منظر باورمندانه) بر می گردد.
4- جان (روح): که اندیشه ای مجردانه است ۵- سر 6 - خفی 7- اخفی .
این مراتب ِ انتهایی مخصوص اولیاء الله ؛ وسیر در مراتب و مدارج تفریدوتجرید است که در سفر چهارم سلوک ،بسته به ظرفیت کمالیه ی اولیا وانبیا ظهور مییابد .
دین در این مراتب عشقی روحانی و مجرد است که در بر دارنده ی همه ی مرکبات پیشین میباشد. تفقه در مراتب مختلف دین نیز به تخصص در مراتب مذکور بر گشت می یابد . باتوجه به مطالب ذکر شده ،مواخذه ی رب العالمین نیز ،نقداً در "یوم دین" ، در محدوده ی خواسته ی انتخابی ، وراه وروش انتخابی صورت میگیرد چرا که محدوده ی اختیار انسانی ؛ در حدود عقیده وجهاد ،یا همان خواسته وتلاش ،یا همان خدا ودین ،یا همان مکتب وایدئولوژی ،یا همان هدف و روش،یا ... می باشد ؛که بسته به مرتبه ی اندیشه ونیز زاویه ی دید از جوانب مختلف ،این اصطلاحات بروز مینماید . مسلماً کسانی که صرفا در مرتبه ی ظاهر، امور قالبی ومادی را مد نظر دارند؛ تفاوت دیندار بودن یا نبودنشان ،تنها به اِعمال اَعمال ظاهری خواهد بود . ولی در مرتبه ی صدر این تفاوت ،علاوه بر اعمال ظاهری ؛ احساسات قالبمند آدمی وتعقلات و استدلالات وی را نیز شامل میشود .وبه همین ترتیب در مرتبه ی قلب که " نیت" مطرح میشود ،تفاوت ارزش اعمال به نیت برمی گردد لذا برای مومن (در مرتبه ی قلب) ،صرفِ تلاش ظاهری یا مغشوش به احساسات نفسانی یا حتی استدلالات عقلانی بدون نیت خالصانه لله ، گناه بشمارمی رود وبه همین منوال چه بسا حسنات ِ مراتب پایین تر (ذهنی وبالتبع عینی) برای مراتب بالاتر سیئه محسوب میشوند.
ازآنجا که جهان بینی وایده آل ودین و...در مراحل تجرید ،جهت توحیدی می یابند لذا تفاوتی اساسی بین برداشتهای انسانهای روحانی (مرتبه ی روح وبالاتر) وجود ندارد چراکه اندیشه و بالتبع مجاهده های آنان یک جهت است واختلافات غیر اصولی نیز ؛به موقعیت های بیرونی راجع میگردد .
جان گرگان وسگان از هم جداست متحد جانهای شیران خداست
جمع گفتم جانهاشان را به اسم کان یکی صد جان بود نسبت به جسم
واز آنجا که در مرتبه ی روح (وبالاتر) ،همه چیز ِعاشق ، لله است وجنبه ی انانیتی در کار نیست لذا دین نیز در این مرتبه خالصاً لله و للحق است وتبعا استوار وقیم می باشد چرا که برصراط مستقیم (که بندگی دم به دم حضرت رب العالمین است) قرار گرفته ؛"ان اعبدونی هذا صراط مستقیم". واین همان دین حنیف ابراهیم است که با فطرت انسان نیز هم جهت وهماهنگ است.
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386
نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386  توسط توحید
|
